العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
115
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
او را براى وحى انتخاب نموده و بر اسرار مطلع كرده و بلطف خود تأييد كرده و به او حكمت تلقين نموده دلش مركز اراده خدا است بنامش سلطنت زده شده و به او فرمانروائى عطا گرديده و بايد از او اطاعت كنند زيرا امامت ميراث انبياء و مقام اصفياء و خلافت خدا و جانشينى پيامبران است امامت عصمت ولايت و سلطنت و هدايت است او سبب كامل شدن دين و موجب سنگين شدن ترازوى عمل است . امام هدف جويندگان و راهنماى هدايتجويان و راه رهسپاران و خورشيد درخشان دلهاى عارفين است ولايت او سبب رستگارى و اطاعتش واجب است در زندگى و ذخيره آخرت بعد از مرگ و عزّت مؤمنين و شفيع گنهكاران و نجات دوستان و رستگارى پيروان است چون او رأس اسلام و كمال ايمان و عارف بحدود احكام و مبين حلال از حرام است اين مقامى است كه به آن نميرسد مگر كسى كه خدا انتخابش كرده و مقدمش داشته و به او ولايت و حكومت داده . ولايت عبارت از حفظ مرزها و تدبير امور و مراقبت بر روزها و ماهها است امام آب خوشگوار در تشنگى و راهنماى هدايت است امام پاك از گناه و مطلع بر عيوب است امام خورشيد درخشان بر بندگان است بمقام او كسى را ياراى چشم بستن يا دست رساندن نيست اين آيه به همان معنى اشاره دارد وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ مؤمنين عبارتند از علي و خاندانش پس عزّت اختصاص به پيامبر دارد و عترتش ، پيامبر و عترتش از يك ديگر تا ابد جدا نمىشوند . آنها مركز دائره ايمانند و قطب وجود و آسمان جود و شرف و نور خورشيد عظمت و روشنى ماه و پايه و مبدأ و معنا و مبناى عزّت و مجد . امام چراغ فروزان و راه و روش و آب سرشار و درياى زخار و ماه تابان و آبگيرى گوارا و راه آشكار و راهنمائى دلسوز در گرفتاريها و ابرى باران زا و بارانى ژالهسان و بدر كامل و دليل فاضل و آسمان سايه افكن و نعمت بزرگ و درياى خشك نشدنى و شخصيتى